تبليغاتX

وبلاگ هواداران بهنوش طباطبایی
عکس و خبر و مطالب از بهنوش طباطبایی
پنج تا کاغذ دیواری از بهنوش طباطبایی

برای دیدن اندازه واقعی عکس روی عکس کلیک کنید

 

                               

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:8  توسط رضا  | 

آنونس پوست موز برای دانلود

برای دانلود آنونس روی گزینه زیر کلیک کنید

http://www.4shared.com/account/file/40806822/cea30328/anonse5.html

با تشکر فراوان از  http://www.cinemaanonce.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 21:46  توسط رضا  | 

مهم‌ترین اتفاق زندگی هنرمندان در سال 86

گوهر خیراندیش: بازی در تئاتر «بانوی سالخورده» در کنار استادم حمید سمندریان که 30 سال پیش در دانشگاه همین نقش را برایش بازی کردم و حالا درست در سن و جایی که به نقش نزدیک بودم دوباره این نقش را بازی کردم.

نیکی کریمی: امسال در دو جشنواره کن و برلین داور بودم.

هانیه توسلی: همکاری با حسن فتحی.

عمار تفتی: کار کردن با حسن فتحی.

حمید عسگری: امسال آلبوم «کما»ی من پرفروش‌ترین آلبوم شد.

علی تفر شی: امسال سال هنری خوبی برای من بود و کنسرتهایی که با ارکستر سمفونیک داشتم بهترین اتفاق بود. 4 شب سمفونی «ایثار» به رهبری مجید انتظامی، اجرای سه قطعه همراه با پیانوی آندره آرزومانیان در تالار وحدت، کنسرتی به همراه ارکستر سمفونیک و مجید انتظامی در اصفهان و 9 شب اجرای کنسرت «این فصل را با من بخوان» به رهبری مجید انتظامی.

بهاره افشاری: فارغ التحصیلی دانشگاهی پس از 5 سال (خنده) و کار کردن در فیلم «تسویه حساب» به کارگردانی خانم تهمینه میلانی.

شراره رخام: تجربه سال 1386 برای یکبار و همیشه.

نیما نکیسا: شکستگی مچ پایم.

فریدون آسرایی: انتشار آلبومم پس از سه سال.

ژاله صادقیان: درست با شروع سال جدید آنهایی که خودشان صاحب نام هستند در مقام داوری قرار گرفتند و من را به عنوان مجری برتر انتخاب کردند که برایم اتفاق قشنگی بود.

نادر سلیمانی: سر دو فیلم هستم که نمی‌دانم چه کنم!

شهرزاد عبدالمجید: به ایران برگشتم.

شهرام عیوضی: آلبومم را آماده ارائه به بازار دارم را جمع آوری کردم و همچنین بعد از 10 سال با فیلم «عطش» طعم بازیگری را چشیدم.

فرمان فتحعلیان: اینقدر گرفتاری زیاد بوده که مورد خاصی به نظرم نمی‌آید.

رضا صادقی: افتتاح بلک شاپ رستورانم و ازدواج خیلی از دوستانم اتفاق‌های سال 86 بود و به جز آن اتفاق خاص دیگری پیش نیامد.

خاطره اسدی: بالاخره لیسانس بازیگری نمایشم را بعد از 5 سال گرفتم.

فرشید شفیعی: بازی در «ماه قرمز» سعید ابراهیمی‌فر.

ستاره اسکندری: بعد از سالها توانستم با گروه تئاتر «زیتون» کار دیگری را شروع کنم به نام «تار اول» که در مورد پارچه است. این اتفاق فصل جدیدی در زندگی من است چون تا به حال بازی می‌کردم حالا بافت پارچه می‌کنم.

امیر تاجیک: من امسال خودم را پیدا کردم! سال خودشناسی من بود و توانستم در تنهایی‌هایم خودم را پیدا کنم. من تا به حال فکر می‌کردم که عاشق هستم ولی امسال عشق واقعی را که زمینی هم نبود پیدا کردم.

لیلا برخورداری: قبولی در فوق‌لیسانس در رشته کارگردانی آنهم به دلیل معدل بالا بدون کنکور قبول شدم.

سروش صحت: اتفاقات عجیبی که از شنیدنش شاخ درآوردم فوت بابی فیشر بود که سالها کسی صحبتی از او نمی‌کرد و همین طور علی فنایی ورزشکار جوانی دوست‌داشتنی و سرحال که به او نمی‌آمد حالا حالاها فوت کند.

احسان خواجه امیری: حضور در سریال «میوه ممنوعه»... ارائه آلبوم «سلام آخر» و کنسرت موفق تالار وزارت کشور بهترین اتفاقاتی بود که در زندگیم رخ داده.

کاظم احمدزاده: اتفاق خاصی که در رأس هرم باشد برایم رخ نداده.

مهدی مقدم: آلبوم «سونامی» بعد از سه سال به بازار ارائه شد.

بهاره رهنما: بازی در فیلم «دایره زنگی».

رضا رویگری: بازی در «مختار» که یک پروژه 4 ساله است.

محراب پیمان‌خانی: به دنیا آمدن بچه دومم.

شقایق دهقان: مادر شدن.

طناز طباطبایی: بازی در سریال «میوه ممنوعه».

مازیار عصری: تقریباً اتفاق مهمی برایم نیفتاد به جز این که به دلیل کم‌کاری و تنبلی دوستانم آلبومم حاضر نشد.

آزاده آل‌ایوب: سفر به یادماندنی و از دل نرفتنی مکه.

سام درخشانی: پخش دو سریال همزمان با هم و عکس‌العمل‌های خوب مردم و یک پله پیشرفت.

ایرج نوذری: بعد از سالها علاقه شخصی و درونی به رشته مورد علاقه‌ام کنگ‌فو  پرداختم و یک سبک رزمی سینمایی و نمایشی به همراه مدیربرنامه‌هایم آنیوس دانه‌کار را پایه‌گذاری کردیم که به ثبت رسید.

بهنوش بختیاری: بهترین اتفاق مردم مهربانی بودند که لطفشان از سابق بیشتر شده و من مدیون انرژی مثبت آنها در حین پخش سریال «چارخونه» بودم و اتفاق بدی که برایم رخ داد بیماری مادرم که به بیمارستان کشید شد و این سبب بهم ریختگی روحی و جسمی من شد.

محسن طنابنده: گرفتن سیمرغ.

بهروز صفاریان: فوت عمویم.

امیر جعفری: به دنیا آمدن پسرم به نام «آیین».

کاوه سماک باشی: بستن قرارداد با پروژه آتش نشان افخمی به نام «عملیات 125» و دعوت از سوی بهرام بیضایی برای بازی در «لبه‌ پرتگاه».

خاطره حاتمی: کسی را که 24-25 سال ندیده بودم برای اولین بار در سال 86 دیدم.

نگار فروزنده: کار با آقای حاتمی‌کیا در فیلم «دعوت» و بازی در فیلم «دایره زنگی». خیلی این دو پروژه را دوست داشتم.

سپند امیرسلیمانی: اکران «اخراجی‌ها» و دیده نشدن من.

آنا نعمتی: موفقیت فیلم پارک‌وی.

سحر ولدبیگی: مهم‌ترین اتفاق فقط مختص سال 86 نیست اتفاقی که هر سال با زیبایی هر چه تمام‌تر اتفاق می‌افتد آنهم تغییر فصل‌هاست. اگر جزئی‌تر بگویم آمدن شب و روز، طلوع و غروب خورشید هر چند سال یکبار کسوف و خسوف... بس است یا باز هم بگویم؟!

لیلا زارع: یه اتفاق شخصی که خیلی سختی کشیدم و درس‌های بزرگی از آن گرفتم.

روناک یونسی: سه اتفاق مهم در سال 86 برایم رخ داد. اول رفتن به مکه بود. دوم فوت پدربزرگم که برایم قهرمان بود و سوم فیلمنامه «زینب» که ارتباط خوبی با آن برقرار کردم.

بهنوش طباطبایی: یک دوست خوب را از دست دادم.

نیما شاهرخ‌شاهی: موفقیت اکران پارک وی. این فیلم سوپر استار نداشت اما فروش خوبی داشت.

شهره سلطانی: امسال تئاتر کار نکردم. هر سال من یک تئاتر کار می‌کردم.

سحر زکریا: اتفاق خاصی برایم نیفتاد که خیلی مهم باشد.

السا فیروزآذر: رفتن مجدد به دانشگاه از کاردانی به کارشناسی.

رضا یزدانی: اتفاق‌ها همه معمولی بودند. آلبوم جدیدم به مراحل آخری خود رسیده است.

مریم کاویانی: خرید خانه بعد از 5-6 سال سعی و تلاش.

فرزاد مؤتمن: ساخت فیلم «صداها».

حسین رفیعی: تولد دخترم نارگل.

ملیکا زارعی: اتفاق زیاد بوده نمی‌دانم کدام را بازگو کنم.

ماه‌ چهره‌خلیلی: یک سال تجربیات من بیشتر شده و چند کار به کارنامه‌ام اضافه شده. وقتی با ذهنیت مثبت پیش بروی و برنامه‌ریزی درستی داشته باشی پیشرفت کاری نیز خواهی داشت. امسال با رزومه کاری خوبی شروع کردم.

فرزاد فرزین: یکی دو کنسرت در ایران و خارج از ایران داشتم و فیلم «پسران آجری» با بازی من اکران شد.

ویشکا آسایش: یک نقش در «مختارنامه» دارم که از لحاظ کاری برایم خیلی مهم است.

دکتر محمد صادقی: مردم به من خیلی اظهار لطف می‌کنند. سال خوبی بود طی این سال با کارهایم بیشتر مورد لطف قرار گرفتم خصوصاً در این چند ماه اخیر.

آرش سبحانی: سال خوبی نبود و اتفاق خاصی نیفتاد.

شهره قمر: اکران فیلم «انعکاس» در جشنواره فیلم فجر.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 21:34  توسط رضا  | 

شغل مورد علاقه هنرمندان


گوهر خیراندیش: از آنجایی که این سئوال سالهاست پرسیده می‌شود و من هم سالهاست و سالها که می‌گویم پزشک می‌شدم!
نیکی کریمی: یا کار نویسندگی را پیشه می‌کردم یا کاری که مربوط به هنر باشد. البته دوست داشتم تنیسور هم بشوم که هستم.
حمید گودرزی: دوست داشتم مربی فوتبال بشوم.
شراره رخام: دوباره بازیگری را انتخاب می‌کردم.
نیما نکیسا: مجسمه ساز می‌شدم، چون خیلی مجسمه‌سازی را دوست دارم.
فریدون آسرایی: کارهایی مثل پزشکی که خدمت مستقیم به مردم دارد را انتخاب می‌کردم.
ژاله صادقیان: معلم می‌شدم.
نادر سلیمانی: شغلی به جز بازیگری انتخاب نمی‌کنم اما اگر مجبور باشم عکاسی را ترجیح می‌دهم.
شهرزاد عبدالمجید: توریست می‌شدم.
شهرام عیوضی: تحصیلاتم که در رشته اقتصاد بازرگانی است را ارتقاء می‌دادم و در آن رشته به فعالیت می‌پرداختم.
فرمان فتحعلیان: هر چیزی غیر از خوانندگی... البته شرایط طور دیگری حتماً خوانندگی را حفظ می‌کردم.
رضا صادقی: گلفروش می‌شدم. چون هم سکوت و صداقت دارد و هم همان چیزی که هست را به مردم می‌فروشم نه کمتر و نه زیادتر. البته در فکر هستم که یک گلفروشی بزنم.
خاطره اسدی: باز هم کار هنری مثل مجسمه سازی یا نقاشی را انتخاب می‌کردم.
ستاره اسکندری: شغل ثروتمندی را انتخاب می‌کردم. البته اگر پدر پولداری داشتم هم بد نبود که مجبور نشوم کار کنم.
فرشید شفیعی: باز هم به دنبال آفرینش می‌روم. آهنگسازی را انتخاب می‌کردم تا چیزی از وجودم خلق کنم.
امیر تاجیک: در یک جای خلوت در یک ده به کشاورزی می‌پردازم.
لیلا برخورداری: فکر نمی‌کنم هیچ وقت شغلم را تغییر بدهم.
سروش صحت: احتمالاً معلم شیمی می‌شدم، چون قبلاً هم معلم شیمی بودم.
احسان خواجه امیری: رشته تحصیلی من مهندسی کامپیوتری است و در همان رشته هم فعالیت می‌کردم.
کاظم احمدزاده: خیلی دوست دارم که معلم باشم. قبلاً هم معلم بودم. البته در حال حاضر هم  معلم هستم فقط کلاسم بزرگتر شده است.
مهدی مقدم: یک آتلیه بازیگری یا نقاشی باز می‌کردم.
بهاره رهنما: نویسندگی را انتخاب می‌کردم یعنی همان کاری که در کنار بازیگری دارم.
رضا رویگری: جوانی خلبانی را دوست داشتم ولی نقاشی و خوانندگی که کمی در آن فعالیت داشته‌ام را ادامه می‌دهم.
محراب پیمان‌خانی: رئیس باغ وحش.
شقایق دهقان: من دستیار رئیس باغ وحش می‌شوم چون حیوانات را دوست دارم.
طناز طباطبایی: هیچ وقت شغلم را تغییر نمی‌دهم اما اگر مجبور باشم یک شغل هیجان انگیز مثل خلبانی را انتخاب می‌کنم چون از پشت میز نشستن و کارهای دفتری متنفرم.
مازیار عصری: اگر 4-5 بار دیگر هم به دنیا بیایم همین موسیقی را انتخاب می‌کنم.
آزاده آل‌ایوب: بازیگری را انتخاب می‌کردم. البته پیشنهادهایی هم برای بازی داشتم اما من با خاله نرگس یک فرد محبوبم و نمی‌توانم خاله‌نرگس را با انتخاب نادرست نابود کنم.
سام درخشانی: حتی در تصوراتم هم قرار نیست شغلم را عوض کنم.
ایرج نوذری: زبان‌شناسی و ترجمه حضور منسجم و فعال در فدراسیون کنگ‌فو را ادامه می‌دادم.
بهنوش بختیاری: اگر بتوانم کارناب و خلاقانه‌ای در زمینه گلفروشی انجام دهم گلفروش می‌شوم.
محسن طنابنده: من
در حال حاضر هم دو شغله هستم هم می‌نویسم و هم بازی می‌کنم، ولی اگر بخواهم هر دو کار را تغییر دهم کارگردانی را انتخاب می‌کنم.
بهروز صفاریان: تجارت می‌کنم.
امیر جعفری: کتاب فروشی باز می‌کنم.
کاوه سماک باشی: باز هم بازیگری را انتخاب می‌کنم. کار قبلی من مهندسی ساختمان و تأسیسات برج و ساختمان بوده.
خاطره حاتمی: معلم بودن را خیلی دوست دارم، احتمالاً معلم می‌شوم.
نگار فروزنده: پزشکی.
سپند امیرسلیمانی: سراغ چیزی می‌روم که دوستش دارم و در آن فعالیت می‌کنم... موسیقی.
آنا نعمتی: طراحی و معماری داخلی.
امیر آقایی: نقاشی می‌کنم.
حمید خندان: اگر بخواهم منطقی فکر کنم باید خوانندگی را کنار بگذارم ولی طبق معمول احساسی عمل کرده و خوانندگی را ادامه می‌دهم.
سحر ولدبیگی: بازم بازیگر می‌شدم. اینقدر عاشق کارم هستم و برایش ارزش قائلم و به این حرفه احترام می‌گذارم و می‌دانم چیزهای زیادی هست که باید از این حرفه یاد بگیرم حتی اگر قرار باشد یک بار دیگر هم به دنیا بیایم بازم بازیگری را انتخاب می‌کنم!
لیلا زارع: فیلمبردار می‌شدم.
روناک یونسی: خلبان. پدرم خلبان است. دنبالش تا جایی رفتم که مهماندار شوم.
بهنوش طباطبایی:
مدیریت شرکت هواپیمایی را انتخاب می‌کردم.
نیما شاهرخ‌شاهی: شغلی اصلی من بازیگری نیست. من مهندس عمران هستم و کاری کردم که نیازی به پول بازیگری نداشته باشم.
شهره سلطانی: سعی می‌کنم رشته تحصیلی‌ام را ادامه بدهم. موسیقی و نوازندگی را شروع می‌کنم.
سحر زکریا: کافی‌شاپ می‌زنم.
السا فیروزآذر: من رشته تحصیلی‌ام معماری است مسلماً رشته تحصیلی‌ام  را ادامه می‌دهم.
رضا یزدانی: کار سینما و بازیگری و یا کاری که مرتبط به کار هنری باشد را ترجیح می‌دهم.
مریم کاویانی: به حرفه خودم یعنی پرستاری برمی‌گردم. اگر مجبور به کار کردن هم نباشم خانه‌داری را ترجیح می‌دهم.
فرزاد مؤتمن: شغلم را تغییر نمی‌دهم.
حسین رفیعی: شغل اصلی من نقاشی و مرمت آثار قدیمی است که یک کارگاه هم دارم و 20 سال است در این رشته فعالیت می‌کنم.
ملیکا زارعی: شغلی که اولویت آن بچه‌ها و یا مسائل مرتبط با آنها باشد. از وقتی که برای کودکان کار می‌کنم آنقدر علاقه‌ام به آنها زیاد شده که بدون بچه‌ها نمی‌توانم کار کنم.
ماه‌ چهره‌خلیلی: حتماً در زمینه سینما می‌مانم. سه کار کوتاه کارگردانی‌ کرده‌ام و شاید به کارگردانی روی‌ بیاورم.
ویشکا آسایش: مجسمه سازی می‌کردم.
جهانگیر کوثری: کارشناس فوتبال می‌شوم.
دکتر محمد صادقی: شغلی که سالهای زیادی داشتم، تدریس در دانشگاه را ادامه می‌دادم.
آرش سبحانی: مربی فوتبال می‌شدم.
شهره قمر: موزیسین می‌شدم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 21:28  توسط رضا  | 

بیوگرافی بهنوش طباطبايي

نام:بهنوش طباطبایی

تاریخ تولد: ۲۷/۲/۱۳۶۰

حیوان سال تولد:خروس

صور ماه تولد:ثور

شهر:تهران

محل سکونت:یوسف آباد

تحصیلات:فوق دیپلم کامپیوتر

اولین کار هنری:سریال کوی دامون

فیلمهای سینمایی:

مصائب دوشیزه

پسران آجری

کلاغ پر

پوست موز

گزارش یک اعدام

سریالها:

کوی دامون

نو عروس

مسافری از هند

عشق گمشده

پیله های پرواز

معروف ترین کار هنری:مسافری از هند

مشخصه:صبور

خصوصیت:آرام

خصیصه:کم حرف

تفریح:تماشای فیلم

اوقات فراغت:مطالعه

تنفر:دروغ

عشق:سفر

بازیگر:آتیلا پسیانی

خواننده:علیرضا عصار

رنگ:آبی

شاعر:حافظ

شهرت؟:خوب است

ورزش: فوتبال

عشق:احترام

علاقه:موسیقی

 

نظر یادتون نره!!!

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 10:29  توسط رضا  | 

پایان سرگردانی روح فرخ‌نژاد در "پوست موز"
قصه سرگردانی روح حمید فرخ‌نژاد در فیلم سینمایی "پوست موز" به کارگردانی علی عطشانی به زودی با انجام آخرین مراحل فیلمبرداری به پایان می‌رسد.

به گزارش خبرنگار مهر، فیلمبرداری فیلم سینمایی "پوست موز" که از اواسط شهریورماه در تهران آغاز شده تا آخر هفته به پایان می رسد تا عطشانی با همکاری شاهین یارمحمدی تدوین آن را آغاز کند. فیلمبرداری در لوکیشن های مختلفی چون بهشت زهرا، خانه‌ای در فرمانیه، هواپیمایی ماهان، پارک ملت، کارخانه چیت‌سازی، جاده چالوس، جاده خاوران و ... انجام شده است.

طباطبایی و فرخ‌نژاد در "پوست موز"

عطشانی در فیلم "پوست موز" به روایت قصه ای ماورایی پرداخته است. در این اثر روح جوانی ثروتمند به نام حمید با بازی فرخ نژاد به کما می رود و در عالم برزخ عاشق دختر جوانی با بازی بهنوش طباطبایی می شود. جسم حمید به تدریج در این دنیا بهبود پیدا می کند، اما او می خواهد دوباره به آن دنیا برگردد و برای این کار باید خودکشی کند، ولی این کار حرام است.

بهزاد فراهانی، مهران رجبی، هوشنگ حریرچیان، کیانوش گرامی، کیومرث ملک مطیعی، رضا بنفشه خواه، امیر غفارمنش، گیتی معینی و مهوش وقاری دیگر بازیگران "پوست موز" هستند که به مدیریت فیلمبرداری مرتضی غفوری جلو دوربین رفته و شاهین اقبال موسیقی آن را می‌سازد. "پوست موز" از محصولات بی تا فیلم به تهیه کنندگی اصغر عطشانی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 22:22  توسط رضا  | 

سلام

ببخشید از دوستانی که بهشون دیر به دیر سر میزنم چون سرم خیلی شلوغه ولی حتما به وبلاگ همتون میام(دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره)

در مورد خبر نسبت داشتن بهنوش طباطبایی و طناز طباطبایی باید بگم من این خبر رو از یکی از دوستانم که در یکی از مجله ها کار می کرد گرفتم! خیلی دلم میخواد اسم مجلش رو هم بگم اما درست نیست به خاطر دروغ یه نفر ما یک مجله رو بد نام کنیم البته این دوست من هنوز هم رو حرفش تاکید داره!!!!!!!!؟؟؟

شاید خیلی زود خبر رو نوشتم و باید تحقیق بیشتری می کردم از ای بابت از همه معذرت می خوام

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 22:9  توسط رضا  | 

از فردا چهارشنبه بهنوش با ۲ فیلم بر روی اکران!!

۱-پسران آجری

فیلم سینمایی "پسران آجری" به کارگردانی مجید قاریزاده در 19 سالن سینما و فرهنگسرای تهران به نمایش درمی‌آید.

به گزارش خبرنگار مهر، اکران فیلم سینمایی "پسران آجری" از صبح چهارشنبه هجدهم مهرماه در گروه سینماهای آزاد به اکران درمی آید. به گفته علی سرتیپی سینماهای ایران، فلسطین، گلریز، کانون، کارون، جی، دهکده المپیک، شاهد، پیام، اریکه ایرانیان، شهر قشنگ، ملت، مرکزی، آستارا، پردیس سینمایی رازی، موزه سینما و فرهنگسرای خانواده اکران می شود.

مدیر پخش فیلم "پسران آجری" در پایان اعلام کرد در صورت بالارفتن سقف فروش تعداد سینماهای این فیلم افزایش می یابد و پس از عقد قرارداد با سینماهای شهرستان نیز اکران آن به زودی از دیگر شهرهای ایران آغاز خواهد شد.

"پسران آجری" فیلمی ملودرام و روایتگر زندگی سه جوان است که در پرورشگاه بزرگ شده اند. همین مسئله باعث می شود آنها برای ازدواج با مشکلاتی رو به رو شوند. پوریا پورسرخ، ابوالفضل پورعرب، بهنوش طباطبایی و فرزاد فرزین بازیگران اصلی این فیلم هستند و موسسه فیلمیران مسئولیت پخش آن را بر عهده دارد.

۲-بازی کلاغ پر

فیلم سینمایی "کلاغ‌پر" به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی از فردا 18 مهرماه در 42 شهرستان و 18 سالن سینما در تهران روی پرده می‌رود.

به گزارش خبرنگار مهر، "کلاغ پر" از صبح چهارشنبه 18 مهرماه در سینماهای عصر جدید 1، ایران 3، جوان 1، اریکه ایرانیان، پارس 2، ماندانا، بهمن 1، تهران 1، پایتخت 1، گلریز 1، میلاد، شاهد، حافظ 2، قیام، جی 1، پیوند، آسیا، المپیا و همچنین فرهنگسراهای ایرانیان، اشراق، سعدآباد و ... اکران می‌شود.

این فیلم همزمان در شهر‌های شیراز، مشهد، ورامین، اسلامشهر، ارومیه، تبریز، همدان، کرمانشاه، ساری، کرمان، اراک، بابل، جهرم، اردبیل، بندرعباس، بابلسر، بندر انزلی، گرگان، تنکابن، گنبد، اصفهان، اهواز، خارک، ماهشهر، قزوین، زنجان، ملایر، خرم آباد، بروجرد، آمل، یزد، کاشان، بوشهر، قم، آبادان، نیشابور، بجنورد، کرج، شهرک اندیشه و ... نیز به نمایش درمی‌آید.

"کلاغ پر" بر مبنای فیلمنامه حسن انصاریان در موسسه سینمایی پویا فیلم ساخته شده و در آن محمدرضا گلزار، مهناز افشار، حسام نواب صفوی، بهنوش طباطبایی، سحر ریحانی، مریم سعادت، شیوا خنیاگر، رحمان مقدم و اکبر عبدی بازی می‌کنند. این فیلم داستان فردی به نام رضا است که در تعقیب عشق از دست رفته راهی شمال می شود.

"کلاغ پر" را فرج حیدری در تهران و شمال فیلمبرداری کرده و مستانه مهاجر تدوینگر، عبداله اسکندری طراح چهره‌پردازی، آتوسا قلمفرسایی طراح صحنه و لباس، عباس شوقی جلوه‌های ویژه، بابک اخوان صدابردار، احمد احمدی عکاس، محمد آهنگرانی برنامه‌ریز، رضا نوروزی مدیر تولید و عبدالله علیخانی و حسین فرحبخش تهیه‌کنندگان در آن همکاری کرده‌اند.

و سالن نمایش فیلم "ایوان عطار" در مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد تهران از چهارشنبه 18 مهرماه با اکران فیلم "کلاغ‌پر" به بهره‌برداری می‌رسد.

به گزارش خبرگزاری مهر، روابط عمومی موسسه سینماشهر اعلام کرد بازسازی سالن نمایش تالار "ایوان عطار" مجموعه سعدآباد تهران از اواسط مردادماه 86 با حمایت، نظارت و مشارکت موسسه سینماشهر وابسته به معاونت سینمایی وزارت ارشاد آغاز شد.

این سالن با ظرفیت 450 صندلی از روز چهارشنبه 18 مهرماه با نمایش فیلم سینمایی "کلاغ پر" به کارگردانی شهرام شاه حسینی، بهترین تجهیزات و امکانات رفاهی و نمایش فیلم به بهره برداری می رسد. همزمان با بازسازی این سالن نمایش، دو تابلو اکران نیز در میادین تجریش و دربند برای اعلام برنامه های این سالن نصب شده است.

از اقدامات انجام شده برای بهسازی سالن نمایش مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد تهران می توان به نصب سیستم فروش مکانیزه بلیت، نصب صندلی های سالن نمایش و انتظار، نصب بوفه و گیشه مدرن، نصب آپارات، بازسازی اساسی سرویس های بهداشتی و ... اشاره کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 0:2  توسط رضا  | 

 خبر و عکس از فیلم پسران آجری

سلام امروز براتون با چندتا عکس از فیلم پسران آجری و چند خبر اومدم

 

جواب یک سوال متداول:

خیلیا سوال پرسیده بودن که آیا طناز طباطبایی خواهر بهنوش طباطبایی هست یا نه؟

این خبر رو هنوز منابع رسمی تایید نکرده اند اما این وبلاگ این موضوع رو تایید می کنه!!

 

و خبری دیگر:

پسران آجری و بازی کلاغ پر برای عید فطر اکران می شود

 

اما درمود پسران آجری(+عکس)....

برای دیدن عکسها در اندازه واقعی رو آنها کلیک کنید

پسران آجری

تهیه کننده و کارگردان: مجید قاری زاده

فیلمنامه: مجید قاری زاده, محمد هادی کریمی

مدیر فیلمبرداری: اصغر رفیعی جم

بازیگران: ابوالفضل پورعرب, پوریا پورسرخ, بهنوش طباطبایی, فرزاد فرزین, شراره دولت آبادی, مارال فرجاد, امید زندگانی, بیوک میرزایی

محصول: آلالیا فیلم

سه جوان, خانه ای را با عشق و امید می سازند. آنها از دلتنگی, جدایی و زندگی سخن می گویند.

پسران آجری هشتمین فیلم بلند مجید قاری زاده است که فیلم برداری آن از ۲۷ اردیبهشت در تهران و بم شروع شد و اوایل تیر به پایان رسید. آخرین فیلم قاری زاده جوانی (۱۳۷۷) بود.

تازه ترين ساخته سينمايي مجيد قاري زاده هم اكنون در آخرين مرحله  تدوين قرار دارد. قصه فيلم درباره سه جوان است كه از دوران كودكي با يكديگر دوست اند و رابطه عاطفي عميقي بين آنها برقرار است. اين سه نفر هر يك در جامعه با مشكلاتي مختلف روبه رو هستند، با اين حال، هر يك از آنها تلاش دارد تا با ايثار و فداكاري، مشكل دوستان خود را حل كند. اين خط اصلي قصه فيلم را تشكيل مي دهد و در نهايت، اين مشكلات با ياري سه طرف حل مي شود.
فيلمنامه «پسران آجري» را قاري زاده با همكاري محمد هادي كريمي نوشته و اصغر رفيعي جم مدير فيلمبرداري آن است. ابوالفضل پورعرب، پوريا پورسرخ، بهنوش طباطبايي، فرزاد فرزين، تيرداد كيايي، شراره دولت آبادي، مارال فرجاد و اميد زندگاني بازيگران اصلي اين فيلم هستند. تدوين فيلم را حسن حسندوست انجام مي دهد.
فيلم در گرماي دو ماه خرداد و تير، در تهران، شمال و بم فيلمبرداري شد. ۷۰ درصد داستان فيلم در تهران اتفاق مي افتد. بخشي از داستان فيلم هم كه به بازماندگان زلزله بم اختصاص دارد، در آن منطقه كار شده است. شنيده ها حكايت از آن مي كند كه فيلمنامه چند سال قبل نوشته شد، اما در دوران رونق ساخت فيلم هاي جوانانه جلوي دوربين نرفت. قاري زاده معمولاً ملودرام هاي خانوادگي كارگرداني مي كند و اين بار در «پسران آجري»، اين ملودرام خانوادگي با مضموني اجتماعي تركيب شده است. نام فيلم اشاره اي به يكي از ديالوگ هاي فيلم دارد كه توسط سه جوان اصلي فيلم گفته مي شود. آنها در پاسخ به سؤال كساني كه درباره محل زندگي شان مي پرسند، به اين نكته اشاره مي كنند كه به سمت ساختمان آجري مي روند. در حقيقت ساختمان محل زندگي اين سه جوان - كه قرار است تا زمان اكران فيلم مشخص نشود كجاست - يك ساختمان قديمي آجري است و به همين دليل، به اين سه نفر «پسران آجري» لقب داده اند.


مجيد قاري زاده كه هشتمين ساخته سينمايي اش را هشت سال بعد از آخرين كار سينمايي اش، «جواني» (۱۳۷۷)، آماده نمايش مي كند، درباره «پسران آجري» مي گويد: «خيلي با شرايط روز حركت نمي كنم. به همين دليل، با وجود موفقيت مالي فيلم هاي كمدي چند سال اخير، نمي خواستم كار تازه ام كمدي باشد. راه خودم را مي روم و دنبال كار خودم هستم. كارهاي من ملودرام خانوادگي هستند كه در آنها ارتباط بين افراد خانواده و بقيه آدم ها را به تصوير مي كشم. در اين جا ارتباط بين دو نسل را بررسي كرده ام؛ نسل ميان سال و نسل جوان. در اين جا با يك درد مشترك روبه رو هستيم كه دو نسل - پدر و پسر - با آن روبه رو هستند. اين بار جوان ها را در مقابل نسل بالاي ۴۰ سال مي بينيم. در فيلم تلاشم اين بوده كه ارتباط سالمي با تماشاگر برقرار كنم و احساس مي كنم كه اين اتفاق رخ مي دهد.»

منتظر نظرات قشنگ شما هستیم...

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 17:55  توسط رضا  | 

نقد و بررسی فیلم گزارش یک اعدام


این فیلم که به صورت سینمایی برای شبکه 1 سیما ساخته شده بود از نظراتی دارای نو بودن و تازگی فضا بود و از نظراتی هم دارای تکرار بسیار کمی بود.
در کل فضای کاری فیلم جدید بود تنها زمانی که بیننده می فهمد آن زن و مرد شیطان هستند ناخدآگاه به یاد سریال او یک فرشته بود می افتد اما در کل سوژه ای بسیار جدید و قوی داشت و اصل موضوع بر یک چیز دلالت می کرد که آن تقدیر و قسمت بود!

پسران آجری(بهنوش طباطبایی و پوری پورسرخ)


بار ها شده که با خود می گوییم کاش این کار را انجام داده بودم شاید اوضاع زندگی من بهتر می شد اما در آخر فیلم این نکته نشان داده شده است که تقدیر انسان همان است که اتفاق می افتد تنها با تصمیم اشتباه انسان تقدیرش ضایع یا با گناه وقوع می پذیرد!
لیکن انسان قدرت تفکر و تعقل و حق انتخاب دارد و می تواند با انتخاب درست هر دو دنیای خود را بسازد و زندگی و آخرت خود را تباه نکند.
و همچنین تاکید بر یکی از ضرب المثلهای ایرانی که"سر بی گناه پای دار میره ولی بالای دار نمیره" داشت پس همیشه باید به خدا توکل کرد و به رحمت او امیدوار باشیم و نباید ناامید شویم


همچینین موضوع فیلم بسیاز کشنده بود و هر لحظه بیننده منتظر اتفاق تازه ای بود و بیدار شدن زویا(بهنوش طباطبایی)در فیلم شوک بزرگی را به بیننده منتقل کرد در این زمان بیننده کنجکاو می شود که با دیدن این خواب باز هم زویا به حرفهای اشرف گوش می دهد یا نه؟! در حقیقت منظور از این خواب تجلی انجام کاریست که از انسان خواسته می شود در ذهن او! که باید قبل از پذیرفتن هر معامله ای یا درخواستی فکر کنیم و بعد راه درست را انتخاب کنیم.
دیگر نکته آن است که شیطان همه جا حضور دارد و فقط همراه زویا(بهنوش طباطبایی) نبود بلکه در کنار سحر(پرستو مقدم) هم بود و او را دعوت به کشتن همسر زویا و زنگ زدن به پلیس برای دستگیری زویا کرد.
اما سوالی برای بیننده این فیلم و فیلم او یک فرشته بود پیش می آید که مگر شیطان می تواند در جسم باشد!؟ جواب آری است!چرا که شیطان فرا جنسی است و می تواند در جسم(مرد و زن)،پول،مقام و... انسان برود و انسان را دچار وسوسه ها کند کما اینکه حتما داستان هابیل و قابیل را شنیده اید که شیطان به صورت یک حیوان در می آید!
از نقاط قوت دیگر این فیلم می توان به بازیگران آن اشاره کرد بازیگرانی سر شناس همچون:مهدی پاکدل،بهنوش طباطبایی،پرستو مقدم،سعید داخ و فاطمه تقوي بود.


اگر شما هم در مورد این فیلم نظری دارید خوشحال میشویم در بخش نظرات بگذارید!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 1:40  توسط رضا  | 

گزارش یک اعدام جمعه از شبکه یک

تله فیلم گزارش یک اعدام با بازی بهنوش طباطبایی و مهدی پاکدل جمعه مورخ ۲۳/۶/۸۶ ساعت ۱۵:۵۵ از شبکه اول سیما پخش خواهد شد.

این فیلم داستان زن جوانی است که به اتهام قتل همسرش محکوم به زندان می شود اما در زندان با زنی آشنا می شود که او را تشویق به فرار از زندان می کند. زن جوان از زندان می گریزد و پس از دو سال موفق می شود اسباب بی گناهی خود را تهیه کند. او پس از تبرئه شدن از جرم با وکیلش زندگی تازه ایی را آغاز می کند در حالی که .....

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 1:0  توسط رضا  | 

<مصائب دوشيزه> اوايل پاييز اكران مي‌شود


با كاسته شدن مدت زمان فيلم‌<مصائب دوشيزه> اوايل پاييز اكران مي‌شود


اولين ساخته بلند مسعود اطيابي پاييز سال جاري روانه اكران عمومي مي‌شود.

به گزارش<باني فيلم>، <مصائب دوشيزه> به كارگرداني مسعود اطيابي كه به تازگي موفق به اخذ پروانه نمايش شده است قرار است پاييز امسال روي پرده رود.

مسعود اطيابي كارگردان فيلم با تأييد اين خبر به <باني فيلم> گفت: <پخش فيلم را فيلميران برعهده دارد و طي آخرين صحبت‌هاي انجام شده،‌ مطلع شدم كه پاييز فصل مورد نظر براي اكران<مصائب دوشيزه> ارزيابي شده و قرار است اوايل مهرماه راهي اكران عمومي شود.>

اطيابي درخصوص تغييرات نسخه فعلي فيلم گفت:<نسخه‌اي كه راهي اكران مي‌شود، تغييراتي از نظر زماني دارد و قرار است از مدت زمان فيلم در حد چند دقيقه كاسته شود.> <مصائب دوشيزه> به تهيه‌كنندگي غلامرضا موسوي است كه پوريا پورسرخ، مهدي پاكدل، بهنوش طباطبايي و بهزاد فراهاني اصلي‌ترين بازيگران فيلم هستند.
==================
اين هم خبر اكران سومين فيلم بهنوش طباطبايي اين طور كه داره پيش ميره فكر كنم هر سه فيلم بهنوش به صورت همزمان اكرن بشه كه اين خيلي خوبه يه چيز ديگه شايد (گزارش يك اعدام ) هم در نيمه شعبان پخش بشه....

با تشکر از آقا بهروز به خاطر این خبر

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 0:28  توسط رضا  | 

"بازی کلاغ‌پر" عید فطر به نمایش عمومی در می‌آید
"بازی کلاغ‌پر" اولین فیلم بلند شهرام شاه‌حسینی عید فطر در سینما‌ها به نمایش عمومی در می‌آید.

به گزارش خبرنگار مهر، این فیلم که به تازگی از شورای نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد پروانه نمایش دریافت کرده، از عید فطر در گروه سینمایی عصر جدید به اکران عمومی در می آید.

"بازی کلاغ پر" بر مبنای فیلمنامه ای نوشته حسن انصاریان در موسسه سینمایی پویا فیلم ساخته شده و در آن محمدرضا گلزار، مهناز افشار، حسام نواب صفوی، بهنوش طباطبایی، سحر ریحانی، مریم سعادت، شیوا خنیاگر، رحمان مقدم و اکبر عبدی بازی می‌کنند. این فیلم داستان فردی به نام رضا است که در تعقیب عشق از دست رفته راهی شمال می شود.

"بازی کلاغ پر" را فرج حیدری در تهران و شمال فیلمبرداری کرده و مستانه مهاجر تدوینگر، عبداله اسکندری طراح چهره‌پردازی، آتوسا قلمفرسایی طراح صحنه و لباس، عباس شوقی جلوه‌های ویژه، بابک اخوان صدابردار، احمد احمدی عکاس، محمد آهنگرانی برنامه‌ریز، رضا نوروزی مدیر تولید و عبدالله علیخانی و حسین فرحبخش تهیه‌کنندگان در آن همکاری کرده‌اند.

شاه حسینی به تازگی پروانه ساخت فیلم "سپیده دم" را به تهیه کنندگی عبدالله علیخانی از شورای نظارت دریافت کرده و قصد دارد به زودی تولید این فیلم را آغاز کند.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 2:32  توسط رضا  | 

فیلم گزارش اعدام با خضور" بهنوش طباطبايي"


    ساخت فيلم گزارش يك اعدام به پايان رسيد و اين فيلم به زودي آماده نمايش خواهد شد.

    فيلم‌هاي جنايي و پليسي هميشه بين مخاطبان تلويزيون طرفداران زيادي دارد. ابراهيم شيباني هم كه مدتي قبل فيلم صحنه جرم ورود ممنوع را بر روي پرده سينماها داشت، در فيلم تازه تلويزيوني خود به سراغ چنين موضوعي آمده است. در اين فيلم كه گزارش يك اعدام نام دارد؛ بازيگراني همچون: مهدي پاكدل، بهنوش طباطبايي، فاطمه تقوي، شاه‌علي سرخاني و ...ايفاي نقش مي‌كنند. ماجراي فيلم هم همانگونه كه از نام آن بر مي‌آيد درباره زنى جوان است كه به اتهام قتل همسرش محكوم به زندان مى‌شود، اما در زندان با زنى آشنا مى شود كه او را تشويق به فرار مى كند.زن جوان از زندان فرار مي‌كند و پس از دو سال موفق مى شود مداركي درباره بى گناهى خود را تهيه كند. او پس از تبرئه شدن از اتهام قتل همسرش، با وكيل خود زندگي تازه‌اي را آغاز مي‌كند اما وقوع اتفاق‌هاي تازه زندگي او را تحت تاثير قرار مي‌دهد.
    فيلمنامه اين فيلم توسط عليرضا كاظمي پور نوشته شده و علي رئيسيان آن را براي گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما تهيه مي‌كند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 21:30  توسط رضا  | 

فیلمبرداری فیلم سینمایی " ملاقات با شیطان " به كارگردانی "ابراهیم شیبانی" شب گذشته به پایان رسید.

فیلمبرداری فیلم سینمایی " ملاقات با شیطان " به كارگردانی "ابراهیم شیبانی" شب گذشته به پایان رسید.
چهارمین فیلم بلند "ابراهیم شیبانی" داستانی اجتماعی دارد و درباره حضور شیطان در زندگی روزمره انسان هاست .
بر اساس این گزارش , هم اكنون تدوین این فیلم توسط "مهدی حسینی وند" آغاز شده و پس از اتمام مراحل فنی به نمایش در خواهد آمد.
در این فیلم "پرستو مقدم" , "مهدی پاكدل" و "بهنوش طباطبایی" به ایفای نقش پرداخته‌‏اند.
همچنین "علیرضا رئیسیان" , كارگردان سینما و رئیس كانون كارگردانان سینمای ایران تهیه این فیلم را بر عهده دارد.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 16:19  توسط رضا  | 

كلاغ پر تابستان اكران مي‌شود



سینمای ما - امیر کاظمی : تدوین " بازی کلاغ پر " که از بیست و ششم فروردین ماه توسط مستانه مهاجر آغاز شده بود روز گذشته به پایان رسید و فیلم وارد مرحله ی صداگذاری و میکس شد . صدا گذاری و میکس " بازی کلاغ پر " توسط فریدون خوشابافرد در استدیو مرکزی انجام می شود . همچنین ساخت موسیقی فیلم توسط امیر توسلی از امروز ( یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ماه )آغاز شده است . بازی کلاغ پر برای نمایش در تابستان آماده می شود .


فیلمبرداری " بازی کلاغ پر " توسط فرج حیدری در تهران ٬ لواسان ٬ جاجرود ٬ محمود آباد و نارنجستان انجام شده است . بازی کلاغ پر از جایی آغاز می شود که رضا در تعقیب عشق از دست رفته اش ٬ راهی شمال می شود . او ویلایی مشرف به سوژه را اجاره می کند ٬ اما شب ها نمی تواند بخوابد . چون صداهای عجیبی در این خانه شنیده می شود ...


محمد رضا گلزار ٬ مهناز افشار ٬ حسام نواب صفوی ٬ بهنوش طباطبایی  ٬ مریم سعادت ٬ شیوا خنیاگر ٬ احمد احمدی ٬ انوشیروان نعیمی ٬ امیر باران لویی ٬ رحمان مقدم و اکبر عبدی در اولین تجربه سینمایی شهرام شاه حسینی در مقام کارگردان به ایفای نقش پرداخته اند .
دیگر عوامل فیلم عبارتند از :
کارگردان : شهرام شاه حسینی
مدیر فیلمبرداری : فرج حیدری
نویسنده فیلمنامه : حسن انصاریان
تدوینگر : مستانه مهاجر
طراح چهره پردازی : عبدالله اسکندری
طراح صحنه و لباس : آتوسا قلمفرسایی
صدابردار همزمان : بابک اخوان
مدیر برنامه ریزی : محمد آهنگرانی
دستیاران کارگردان : مجید کرباسیان ٬ امیر رضایی
دستیار اول فیلمبردار : مهرداد لشگری
دستیار دوم فیلمبردار : محمدرضا میر کیانی
گروه فیلمبرداری : فرهاد میرزایی ٬ مهدی ابراهیمی ٬ فراز حیدری
عکاس : احمد احمدی
تصویر بردار پشت صحنه : انوشیروان نعیمی
روابط عمومی : فرامرز روشنایی
اجرای چهره پردازی : مسعود افشار ٬ آنا ثانی
دستیاران صحنه و لباس : حجت اشتری ٬ سیاوش دیداری
دستیار صدا : ساسان کریمی
سینه موبیل : داوود نازنینی
مدیر تدارکات : امیر هوشنگ حسینی
ترابری : داود شفاعتی
تدارکات : محمدرضا قاجار ٬ نوید لاجوری ٬ ساسان سالاری
مشاور تولید : مختار سائقی
مدیر تولید : رضا نوروزی
محصول موسسه سینمایی پویا فیلم

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 15:42  توسط رضا  | 

فرا رسیدن ۲۷ اردیبهشت تولد بازیگر توانا و دوست داشتنی وزیبای  ایران بهنوش طباطبایی را به ایشون و تمام طرفداران این هنرمند تبریک می گوییم.

مبارکمبارکمبارک

گروه هواداران بهنوش طباطبایی

وبلاگ هواداران بهنوش طباطبایی

partypartypartypartypartypartypartypartypartypartypartypartyparty

تولدت مبارک!

partypartypartypartypartypartypartypartypartypartypartypartyparty

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 9:50  توسط رضا  | 

سلام!

سال نوتون مبارک! اینم تم بهنوش طباطبایی برای موبایل های نوکیا

برای دانلود روی لینک مورد نظر کلیک کرده و در صفحه باز شده منتظر باشید تا دکمه ی دانلود فعال بشه بعد دانلود کنید!

تم بهنوش طباطبایی

دانلود برای سری ۶۰

دانلود برای ۷۰N وN۷۲

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 13:27  توسط رضا  | 

نخستین اجرای سمفونی پیامبر (ص) برگزار شد
ارکستر سمفونیک تهران به رهبری «نادر مشایخی» سمفونی پیامبر(ص) ساخته «شاهین فرهت» را شب گذشته در تالار وحدت اجرا کرد.

به گزارش خبرنگارمهر، ارکستر سمفونیک تهران دربخش نخست،سمفونی خرمشهراثر« مجید انتظامی »، سوئیت شرقی از «محمد سریر» وقطعه ای برای ارکستر و کمانچه را با تکنوازی « اردشیر کامکار » وبا تنظیم « ارسلان کامکار» اجرا کرد . در این بخش اعضای گروه کر که برای همراهی در اجرای سمفونی خرمشهر به روی صحنه آمده بود تا پایان این قطعه سکوت کرده بودند. 

در بخش دوم،ارکستر سمفونیک تهران سمفونی پیامبراز آخرین ساخته های «شاهین فرهت» را اجرا کرد. در این اثر که قرار بود مهتاب کرامتی اشعار سروده "ساعد باقری" را دکلمه کند غایب بود و به جای او "بهنوش طباطبایی" اشعار را قرائت و"تفرشی" نیز با آواز ارکستر را همراهی کرد.

لازم به ذکر است که این ارکستردر دومین اجرای خود در بیست و دومین جشنواره موسیقی فجرقراراست امشب قطعه"کجایید ای شهیدان خدایی" اثر هوشنگ کامکار، سمفونی فلک الافلاک «کامبیز روشن روان»وفیه ما فیه از «نادر مشایخی» را در ساعت 21 در تالار وحدت اجرا‌کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 23:34  توسط رضا  | 

گزارشي از پشت صحنه فيلم «مصائب دوشيزه»

وبلاگ هواداران بهنوش طباطبایی: يافتن كليسايي قديمي در مركز تهران چندان كار سختي نيست. كليسايي كه حياط بزرگي دارد و به سان قلعه‌اي ديوارهاي بلند اطراف آن را پوشانده‌ ... اينجا لوكيشن «مصائب دوشيزه» به كارگرداني سيدمسعود اطيابي است.
  
 
# چنارهاي خسته و مصائب دوشيزه
درختان سر به فلك كشيده‌اي كه هم سن با درخت‌هاي خيابان وليعصر به نظر مي‌رسند و قار قار خسته كلاغ‌هايي كه آشياني از دور دست بر بالاي آنها ساخته‌اند، نشانه‌هايي از قدمت اين ساختمان است.
امروز يكي از روزهاي رنگارنگ پائيزي است و اين كليسا ميزبان گروه فيلمبرداري «مسعود اطيابي» است كه اين روزها البته كار ساختن «مصائب دوشيزه» را به پايان رسانده است.
جمعيتي حدود 50 نفر در حياط جمع شده‌اند.جمعيت متشكل از همه گروه‌هاي سني است.جمعيت مشغول خوردن شيريني و شربت هستند و خبري از اطيابي و همكارانش نيست. به داخل كليسا مي‌روم. سالني با سقفي بلند كه در آن صندلي‌هاي قهوه‌اي رنگ چوبي به ترتيب و منظم پشت سر يكديگر قرار گرفته‌اند و پنجره‌هاي مشبك رنگي نورها را به هر رنگي كه دلشان مي‌خواهد به داخل مي‌تابانند.
اطيابي را مي‌بينم، به همراه گروه مشغول صحبت است و وقتي خود را به او معرفي مي‌كنم لبخندي مي‌زند مي‌گويد: كمي در اطراف بگرد و لوكيشن را ببين، سرم كه خلوت شد با هم صحبت مي‌كنيم و البته در اين ميان عليرضا نجف‌زاده را به عنوان دستيار خود معرفي مي‌كند و مي‌گويد: در اين فاصله هر كاري برايتان پيش آمد با آقاي نجف‌زاده‌ هماهنگ كنيد. و البته نجف‌زاده هم با لبخندش صحه‌اي مي‌گذارد برحرف كارگردان.
اطيابي به سراغ بازيگران مي‌رود. امروز فهيمه رحيمي‌نيا، جمشيد شاه‌محمدي و بهنوش طباطبايي جلوي دوربين مي‌روند و البته كار مهدي پاكدل، پوريا پورسرخ و بهزاد فراهاني دراين فيلم به پايان رسيده است.
فهيمه رحيمي‌نيا در اين فيلم نقش مادر «ژانت» دختري مسيحي كه بهنوش طباطبايي ايفاگر نقش آن است را بازي مي‌كند و جمشيد شاه محمدي نقش پدرش را.

سكانس اول: مادر ژانت،فهيمه رحيمي‌نيا
سكانس با موفقيت به اتمام مي‌رسد و فهميه رحيمي‌نيا كه لباس‌هايش كاملا تداعي‌كننده نقش يك مادر مسيحي است بيرون مي‌آيد در اين فرصت به سراغش رفتم و از او درباره نقش در فيلم«مصائب دوشيزه» پرسيدم كه گفت: من در اين فيلم مادر ژانت هستم.
يك مادر مسيحي كه بچه‌دار نشده و نذرهاي زيادي داشته كه بالاخره در مراسم تاسوعا و عاشورا نذري براي ائمه مسلمانان مي‌كند كه پذيرفته مي‌شود و صاحب يك دختر مي‌شود، به خاطر اين هر سال دوست دارد در اين مراسم شركت كند و غذا بدهد و با اين كار به ياد اين اتفاق خوش يمن مي‌افتد.البته دختر اين زن نامزدي دارد كه مي‌خواهد خانواده او را به پدر و مادرش معرفي كند كه اين آشنايي مصادف شده با دهه عزاداري محرم. دختر از خانواده‌اش خواهش مي‌كند كه مراسم را امسال نگيرند، براي اينكه دوست ندارد خانواده شوهرش كه مسيحي هستند و در دين خود افراد مذهبي به شمار مي‌روند شاهد نذر خانواده دختر براي مذهب ديگري باشند.
ولي خانواده دختر مقاومت كرده و راضي نمي‌شوند و درگيري بين آنها پيش مي‌آيد و مادر خانواده در اين مدت دچار ناراحتي‌هاي بسياري مي‌شود.
وي در ادامه درباره دليل پذيرش اين نقش گفت: علت پذيرفتن اين نقش و حضورم در اين فيلم اين بود كه اين فيلم پيام محبت و دوستي و مساوات بين آدم‌ها را مي‌دهد و اينكه تمام انسان‌ها در محضر خداوندبا هر دين و مذهبي كه دارند يكسان هستند و اين سوژه خيلي مورد علاقه من بود و من خوشحالم كه با اين گروه كار كردم.
رحيمي‌نيا درباره بازتاب اين فيلم پس از اكران گفت:اگر پيام اين فيلم كه همان عدالت و دوستي و انسانيت را بتوانيم درست به مردم جهان القاء كنيم فكر مي‌كنم كه با موفقيت رو به رو مي‌شود.
وي در ادامه درباره پيشينه هنري خود گفت:در گروه هنر ملي استاداني چون جوانمرد و بيضايي داشته‌ام كه تحت نظر آنها آموزش بازيگري را ديده‌ام و بعد عضو گروه هنر ملي شدم و بعد هم به همراه همسرم بهزاد فراهاني در گروه كوچ همكاري كرده‌ام.

سكانس دوم: نيايش در كليسا
در اين فاصله جمعيتي كه داخل حياط ايستاده بودند به داخل كليسا رفتند و مرتب و منظم در رديف‌هاي صندلي‌هاي چوبي قهوه‌اي رنگ جاي گرفتند و خانم مسني كه عينكي بر چشم داشت به جايگاه رفت و كتابي را كه در دست داشت باز كرد، همزمان با او نجف زاده دستيار كارگردان، نيز به جايگاه رفت و در حاليكه رو به رو به حضار ايستاده بود، گفت؛ خانم‌ها و آقايان محترم لطفا با اشاره دست من در حاليكه كتاب‌هاي سرود در دستتان است از جا بلند شويد و سرودي را كه انتخاب شده است با همراهي اين خانم بخوانيد.
همه كتاب‌هاي دعا را بر مي‌دارند و با اشاره نجف زاده از جاي خود بلند مي‌شوند و شروع به خواندن سرود 16 كتاب سرودهاي خود مي‌كنند:
سپاس باد تو را فرزند مهرت مسيح عيسي كه جان داد در راهت
هللويا باد عزتت هللويا آمين
هللويا باد حرمتت تو ما را آفرين ...

تمرين ادامه مي‌يابد، يك بار، دوبار، سه‌بار ....شايد ده بار هم بيشتر اين سرود تمرين شد تا بالاخره اطيابي رضايت مي‌دهد كه آهنگ دلخواهش به دست آمده و حاضران (همان سياهي لشكرها) آماده شدند براي فيلمبرداري. اين بار محسن كريمي مدير فيلمبرداري صحنه‌ها، نور، افراد و ... همه چيز را چك مي‌كند و كار خود را آغاز مي‌كند. اما كريمي هم دست بردار نيست. صندلي‌ها جا به جا مي‌شوند.
يكسري از افراد به بالكن كليسا هدايت شدند و در هر برداشت، تغييري تازه رخ داد تا سرانجام كريمي موفق به برداشت قابل قبول خود رسيد.

#كوتاه با شاه محمدي
جمعيت پراكنده مي‌شوند و البته در ميان آنها جمشيد شاه‌محمدي هم بيرون مي‌آيد تا هوايي تازه كند، هنوز درست روي سكوي كنار ديوار ننشسته بود كه خواستم به سؤالاتم پاسخ دهد. نفسي عميق كشيد و گفت: عرض كنم ... و كل مصاحبه من با جمشيد شاه‌محمدي همين شد .... تا خواست ادامه بدهد صدايش كردند و او رفت تا به ادامه كارش برسد.
دوباره فيلم‌برداري شروع شد البته بدون حضور سياهي لشكرها.

# بهنوش طباطبايي و گريم

اين بار بهنوش طباطبايي كه در اين فيلم گريمي متفاوت با ساير نقش‌هايش دارد بيرون مي‌آيد. از او درباره نقشش در اين مجموعه پرسيدم كه در پاسخ گفت: كار هنوزتمام نشده و من ترجيح مي‌دهم پس از به نمايش در آمدن فيلم درباره آن صحبت كنم. لحن قاطعش مرا به سمت گريمش هدايت كرد، درباره گريمش پرسيدم (موهايي خرمايي، چشماني همرنگ با موها و صورتي كه هيچ چيز اضافه‌اي براي بيان نقش به آن اضافه نشده بود) و او كه انگار از گريمش در اين فيلم راضي است، مي‌گويد: سايه‌هايي كه در صورت براي گريم استفاده مي‌شود، خيلي به انتقال حس به بازيگر كمك مي‌كند من فكر مي‌كنم بايد گريم در سينما خيلي دقيق‌تر و ظريف‌تر بايد باشد، مثلا در تلويزيون اگر ابروي بازيگر فقط خطي باشد كه نمايشگر ابرو باشد كفايت مي‌كند ولي پرده سينما بزرگ است و بيننده بر تمام اجزاء صورت بازيگر احاطه دارد و همان ابرو در سينما بايد بسيار دقيق‌تر باشد و روي تك تك تارهاي ابرو كار شود.
وي در ادامه درباره گريمش در مصائب دوشيزه گفت:من گريم مصائب دوشيزه را دوست دارم زيرا ملايم و باور‌پذير است و انگار خودم هستم. در صورتيكه همه اتفاق‌ها افتاده و سايه‌كارِي‌ها انجام شده در صورتيكه هيچ كدام خيلي مشخص نيستند.
طباطبايي افزود: در سينما گريم بايد ظريف و غيرقابل لمس باشد و البته منهاي كيفيت كار، رابطه بين بازيگر و گريمور بسيار مهم است. زيرا بازيگر سركار خود با اولين كسي كه برخورد مي‌كند گريمورش است، اول او را مي‌بيند و قرار است او در گرفتن شخصيت فيلمنامه به بازيگركمك كند.

# دستيار كارگردان از تم مذهبي مصائب دوشيزه مي‌گويد
كار بهنوش طباطبايي هنوز تمام نشده به داخل كليسا بر مي‌گردد و اين بار پاي صحبت‌هاي عليرضا نجف‌زاده دستيار كارگردان نشستم كه درباره مصائب دوشيزه‌ گفت: با عنوان دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريزي در اين پروژه مشغول كار هستم و ساير فعاليت‌هايم بازي در قتل آن لاين، سريال چشمان آبي زهرا، سريال مردان آنجلس، فيلم سينمايي انتظار، سريال روياي ناتمام، آژانس دوستي و ...است و در در فيلم‌هاي سينمايي سبيل مردونه و مصائب دوشيزه بعنوان دستيار كارگردان حضور داشته‌ام.
وي در ادامه گفت:اواسط تابستان پيش توليد مصائب دوشيزه را آغاز كرديم و چهل جلسه فيلم‌برداري ما بطول انجاميد.كل كار در تهران فيلمبرداري شده و به دليل حساسيت موضوعي كه فيلمنامه داشت به اتفاق آقاي اطيابي و آقاي موسوي تهيه كننده اين فيلم خيلي در انتخاب بازيگران حساس بوديم كه بتوانيم آنها را به فضاي فيلم نزديك كنيم كه در مجموع به دوستاني رسيديم كه در خدمتشان بوديم.
وي افزود: مصائب دوشيزه در ژانر اجتماعي و تمي مذهبي ساخته شده است كه بحث گفت‌وگو و زندگي مسالمت آميز اديان را در كنار يكديگر به تصوير مي‌كشد.بدون اغراق وقتي فيلمنامه را مي‌خواني خيلي منصفانه در مورد اديان مختلف و اقليت‌ها صحبت شده و ما بدليل اينكه موضوع فيلممان اقليتها بود، بسياري از دوستان فكر مي‌كردندكه اين فيلم از دسته فيلم‌هايي است كه تبليغات مي‌كند و له يا عليه كسي يا كساني باشد ولي وقتي فيلمنامه را خواندند خيلي استقبال كردند و به ما كمك كردند.
وي افزود: ژانر فيلم اجتماعي و در عرصه گفت‌وگوي تمدن‌هاست. فكر مي‌كنم گفت‌وگوي اديان جايگاه ويژه‌اي دارد كه اين فيلم نمونه علمي اين گفت‌وگو است و هر سكانس در هر فيلمنامه‌اي حس و حال مخصوص خود را دارد.
وي در ادامه درباره بازتاب اين فيلم پس از اكران گفت:فيلم‌سازي در ايران خيلي قابل پيش‌بيني نيست و گروه‌ها بايد آنقدر آماده باشند كه براساس موقعيت زمان و مكان خود را وفق بدهند و بهترين نتيجه مطلوب را در حد توان از آن شرايط بگيرند‌و فكر مي‌كنم اگر كسي منصفانه قضاوت كند، فيلم حرف‌هاي خوبي براي گفتن دارد.
# چرا مصائب دوشيزه؟ پاسخ كارگردان
ظهر شده و همه مشغول خوردن غذا هستند به جز كارگردان كه هنوز با فيلمبردار و بازيگران كار را ادامه مي‌دهد روي يكي از صندلي‌هاي كليسا نشستم و منتظر بودم تا كار كارگردان به پايان برسد كه «نرگس مشايخي» همسراطيابي كنارم نشست. خيلي خوب به كارهاي همسر خود تسلط داشت و البته از لابه‌لاي صحبت‌هايش مي‌شد فهميد كه در همه كارها همراه و ياوري براي اطيابي است.
سرانجام فيلمبرداري براي ساعاتي متوقف شد كه اطيابي آمد و اعلام آمادگي كرد كه حرف‌هايش را درباره مصائب دوشيزه بزند.
از او پرسيدم: چرا مصائب دوشيزه؟
اطيابي در پاسخ گفت:ما در حال حاضر در عصري زندگي مي‌كنيم كه جوامع و اديان خيلي به هم نزديك شده‌اند و بسياري از مسائل با يكديگر قاطي شده.پرداختن به مشكلات و پرداختن به تفاوت‌هايي كه بين جوامع مختلف وجود دارد، مي‌تواند دست‌مايه خوبي باشد براي يك كار هنري. من در واقع در ژانرهايي كه انتخاب كردم اول فكر كردم كه ما در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه صاحبان قدرت مي‌خواهند انگيزه‌هاي مذهبي را بهانه كنند براي كوبيدن به طبل جنگ و شايد مي‌خواهند جنگ قدرت‌ها و حكومت‌ها را تبديل كنند به جنگ اديان اين احساس يك ايده مي‌شود و اين هدف براي صاحبان قدرت در دنيا وجود دارد.
وي افزود: درحاليكه فكر نمي‌كنم هيچكدام از اديان بزرگ مذهبي از مهرباني به دور باشند و اين خصيصه بين همه اديان الهي مشترك است و دست صلح و دوستي دادن در تمام اديان هست و فكر كردم حالا كه قدرت‌ها تلاش مي‌كنند جنگ بين اديان‌ را بر فروزند ما دم از الفت و دوستي بين عقايد مختلف بزنيم و بگوييم مي‌شود در يك جامعه بزرگ و جهان امروزي با مشكلات و مسائلي كه مردم امروز با آن روبرو هستند به عنوان يك فرد معتقد به دين (ديني كه به آن پايبند هستند) زيست و دوستي و الفت را هم رعايت كرد و بدانند كه اينگونه هم مي‌توان‌ در كنار يكديگر زيست.
وي در ادامه درباره نحوه انتخاب بازيگران اين فيلم گفت:به دنبال آدم‌هاي همراه بودم و افرادي را انتخاب كردم كه منتقد به فيلمنامه بودند و نسبت به فيلمنامه مواضع خاصي داشتند و اعتقاداتشان بيشتر بود كه ترغيب شدم از آنها استفاده كنيم، اما همراهي و نظراتشان برايم مهم بود و اين گونه گروه را انتخاب كرديم.
وي افزود: در مصائب دوشيزه از بازيگران خوبي استفاده كرديم كه خود توانمند بودند و فيلمنامه را درك كرده بودند و با حس‌خود‌همراه با فيلمنامه شدند و اين كمك كرد كه بازي‌ها بازي‌هاي‌يكدست و رواني باشد در حد يك بازي متعارف و خوب.
اطيابي در ادامه درمورد تغيير مذهب شخصيت‌هاي‌ داستان در اين فيلم گفت: ما در اين فيلم به تحول شخصيت كاري نداشتيم و من سعي‌ در انتقال يك احساس داشتم و آن احساس دوست داشتن يكديگر بود.
وي‌افزود: در اين فيلم از قبل براي خود پيام مشخص شده و ثبت شده‌اي را در نظر نگرفتيم كه آن را ارائه بدهيم و از مضاميني كه در تلويزيون مطرح است فاصله گرفتيم و تا شعار فاصله زيادي دايم.من فكر مي‌كردم در اين كار بايد حرف خودم را در احساس تماشاگر بنشنانم و نه در عقل آن، اگر تفكري وجود دارد بعد از ديدن فيلم است و در زمينه اين فيلم،شما فرصت تفكر اينكه فيلم چه مي‌خواهد بگويد را نداريد اين فيلم زماني موفق است كه تفكر پس از پايان يافتن فيلم جاي خود را به احساس بدهد و به آن فكر شود.
كارگردان مصائب دوشيزه در ادامه گفت: من به اقليت فكر نكردم و پيش‌بيني نمي‌كنم چه اتفاقي مي‌افتد و فكر نمي‌كنم اين فيلم كسي را برنجاند و به كسي بر نمي‌خورد؛ بخش اجتماعي آن ممكن است نگاه‌هاي تندي داشته باشد به بحث‌هاي اجتماعي.
وي در ادامه درباره لوكيشن‌هاي انتخابي براي اين فيلم گفت:براي انتخاب لوكيشن‌ها خيلي گشتيم، در برخي جاها مجبور شديم دكور بسازيم.فضاي فيلم و فضاي خاكستري كه بر آن حاكم است اين شرايط را بيشتر مي پذيرد.
وي در ادامه درباره انتخاب كليسا گفت: براي انتخاب اين كليسا خيلي پافشاري كردم و سرودي كه امروز خوانده شد را با وسواس از بين 117 سرود انتخاب كرده‌ام.قبل از شروع فيلمبرداري همه اين ملودي‌ها را شنيده‌ام و اين آهنگ را انتخاب كرده‌ام.اشعار و ملودي‌را براي حس‌هايي كه سكانس‌هاي قبل و بعد منتقل مي كردند نياز داشتم و بطن‌آن برايم ارزش بسياري داشت و البته ذكر اين نكته هم خالي از لطف نيست كه من از مراسمات عزاداري در محرم خيلي سود برده ام و لحظات نابي را به تصوير كشيده‌ام كه در فيلم خواهيد ديد.
وي در ادامه درباره روي آوردن به كارگرداني گفت: هميشه دغدغه كارگرداني را داشته‌ام ‌و به‌دنبال آن بودم و به دنبال نگاهي بودم كه به آن رسيدم و در فيلم‌هاي بعدي اين نگاه ادامه خواهد داشت و تقويت خواهد شد.
وي در پايان درباره فيلمبرداري مصائب دوشيزه گفت: فيلمبرداري اين فيلم رو به پايان است و فقط صحنه‌هايي از اين فيلم باقي مانده كه به خاطر ويژگي خاصي كه دارد بايد منتظر باشيم تا زمستان بيايد و در فصل سرما و بارش برف اين صحنه ها را به تصوير بكشيم.
صحبتم كه با اطيابي تمام‌شد دوباره سركار برگشت.
از داخل محوطه بيرون آمدم ساعت نزديك به 5 بعد از ظهر بود، سياهي لشكرها هنوز در حياط بودند. كلاغ‌هاي خسته و پير لا به لاي درختان سر به فلك كشيده حياط كليسا صداهايي شبيه ناله از خود سر مي‌دادند و چند كودك خارجي به همراه مادران خود براي عبادت به كليسا آمده بودند ...
 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 15:17  توسط رضا  | 

فیلمبرداری "مصائب دوشیزه" به پایان رسید
فیلمبرداری فیلم سینمایی "مصائب دوشیزه" به کارگردانی مسعود اطیابی بعد از 42 جلسه کاری در تهران به پایان رسید.

به گزارش خبرنگار مهر، پس از پایان فیلمبرداری نخستین فیلم بلند اطیابی در بیمارستان سوم شعبان، حسن ایوبی همزمان تدوین آن را آغاز کرد.

بهنوش طباطبایی و پوریا پورسرخ

کارگردان "مصائب دوشیزه" درباره فیلم خود گفت: "برای هر چه آماده تر شدن سریع فیلم ایوبی تدوین را آغاز کرده و محسن روشن نیز صداگذاری و میکس فیلم را انجام می دهد. برای ساخت موسیقی هم چند گزینه در پیش داریم که ظرف هفته آینده سازنده موسیقی فیلم مشخص می شود."

وی تاکید کرد: "ساخت فیلم مطابق روند از قبل طراحی شده پیش رفت ، اما دوست داشتم امکانات و وقت بیشتری برای تمرین و فیلمبرداری در اختیار داشتیم. البته در سینمای ایران این امکانات برای تمام فیلمسازان وجود ندارد. برای فیلمبرداری در لوکیشن های داخلی نیز مجبور بودیم دکورهایی به همین منظور بسازیم و عمده لوکیشن ساخته شده مربوط به خانه "ژانت" (بهنوش طیاطبایی) بود.".

"مصائب دوشیزه" زندگی یک  دختر مسیحی در حال ازدواج را روایت می کند. اما تقابل تفکرات او و پدرش و همزمانی آن با یک سانحه رانندگی، زندگی او را به مسیری تازه می کشاند. مدیریت فیلمبرداری "مصائب دوشیزه" را حسن کریمی و طراحی گریم را محسن ملکی بر عهده داشتند. پوریا پورسرخ، بهزاد فراهانی و بهنوش طباطبایی بازیگران فیلم هستند و سیدغلامرضا موسوی تهیه کننده آن بوده است. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 14:47  توسط رضا  | 

«پسران آجري» در اتاق تدوين
016086.jpg
بهنوش طباطبايي در صحنه اي از فيلم
016083.jpg
 
پوريا پور سرخ در صحنه اي از فيلم

پسران آجري»  آماده نمايش مي شود
تازه ترين ساخته سينمايي مجيد قاري زاده هم اكنون در آخرين مرحله  تدوين قرار دارد. قصه فيلم درباره سه جوان است كه از دوران كودكي با يكديگر دوست اند و رابطه عاطفي عميقي بين آنها برقرار است. اين سه نفر هر يك در جامعه با مشكلاتي مختلف روبه رو هستند، با اين حال، هر يك از آنها تلاش دارد تا با ايثار و فداكاري، مشكل دوستان خود را حل كند. اين خط اصلي قصه فيلم را تشكيل مي دهد و در نهايت، اين مشكلات با ياري سه طرف حل مي شود.
فيلمنامه «پسران آجري» را قاري زاده با همكاري محمد هادي كريمي نوشته و اصغر رفيعي جم مدير فيلمبرداري آن است. ابوالفضل پورعرب، پوريا پورسرخ، بهنوش طباطبايي، فرزاد فرزين، تيرداد كيايي، شراره دولت آبادي، مارال فرجاد و اميد زندگاني بازيگران اصلي اين فيلم هستند. تدوين فيلم را حسن حسندوست انجام مي دهد.
فيلم در گرماي دو ماه خرداد و تير، در تهران، شمال و بم فيلمبرداري شد. ۷۰ درصد داستان فيلم در تهران اتفاق مي افتد. بخشي از داستان فيلم هم كه به بازماندگان زلزله بم اختصاص دارد، در آن منطقه كار شده است. شنيده ها حكايت از آن مي كند كه فيلمنامه چند سال قبل نوشته شد، اما در دوران رونق ساخت فيلم هاي جوانانه جلوي دوربين نرفت. قاري زاده معمولاً ملودرام هاي خانوادگي كارگرداني مي كند و اين بار در «پسران آجري»، اين ملودرام خانوادگي با مضموني اجتماعي تركيب شده است. نام فيلم اشاره اي به يكي از ديالوگ هاي فيلم دارد كه توسط سه جوان اصلي فيلم گفته مي شود. آنها در پاسخ به سؤال كساني كه درباره محل زندگي شان مي پرسند، به اين نكته اشاره مي كنند كه به سمت ساختمان آجري مي روند. در حقيقت ساختمان محل زندگي اين سه جوان - كه قرار است تا زمان اكران فيلم مشخص نشود كجاست - يك ساختمان قديمي آجري است و به همين دليل، به اين سه نفر «پسران آجري» لقب داده اند.
مجيد قاري زاده كه هشتمين ساخته سينمايي اش را هشت سال بعد از آخرين كار سينمايي اش، «جواني» (۱۳۷۷)، آماده نمايش مي كند، درباره «پسران آجري» مي گويد: «خيلي با شرايط روز حركت نمي كنم. به همين دليل، با وجود موفقيت مالي فيلم هاي كمدي چند سال اخير، نمي خواستم كار تازه ام كمدي باشد. راه خودم را مي روم و دنبال كار خودم هستم. كارهاي من ملودرام خانوادگي هستند كه در آنها ارتباط بين افراد خانواده و بقيه آدم ها را به تصوير مي كشم. در اين جا ارتباط بين دو نسل را بررسي كرده ام؛ نسل ميان سال و نسل جوان. در اين جا با يك درد مشترك روبه رو هستيم كه دو نسل - پدر و پسر - با آن روبه رو هستند. اين بار جوان ها را در مقابل نسل بالاي ۴۰ سال مي بينيم. در فيلم تلاشم اين بوده كه ارتباط سالمي با تماشاگر برقرار كنم و احساس مي كنم كه اين اتفاق رخ مي دهد.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 13:27  توسط رضا  | 

قابل توجه دوستان عکسهایی که در پایین وبلاگ هست کاملشون تو گروه هوداران بهنوش طباطبایی هست

 

بهنوش طباطبایی با "استاد معمار" ایبسن می آید

گلچهره سجادیه پس از مدتی دوری از عرصه تلویزیون و سینما به زودی نقشی را در تئاتر تلویزیونی "استاد معمار" بر عهده می گیرد.
علی اصغر آزادان، تهیه کننده این تئاتر تلویزیونی درباره روند تولید این اثر و مضمون و داستان کلی آن در گفت وگو با خبرنگار تلویزیونی " مهر" ضمن اعلام این خبر گفت:  دکتر محمد رضا خاکی به تازگی برای کارگردانی انی تله تئاتر انتخاب شده است و بر اساس برنامه ریزی پس از طی مرحله پیش تولید، از 5 بهمن امسال مرحله تصویربرداری آغاز خواهد شد و این مرحله حدود یک ماه به طول می انجامد.

وی خاطر نشان کرد:  در حال حاضر مرحله ساخت دکورهای این تئاتر تلویزیونی در حال انجام است و همزمان با این مرحله انتخاب عوامل نیز انجام می شود که تاکنون حضور گلچهره سجادیه به عنوان بازیگر یکی از نقش های اصلی قطعی شده است. این تئاتر تلویزیونی از وجهی رئالیستی برخوردار است و نگاه  ایبسن به زندگی را نشان می دهد. استاد معمار در این نمایشنامه نمادی از زندگی است که به شکل های مختلف و در مراحل گوناگون خود را نمایان می کند.

" استاد معمار " داستان استادی است که در امر ساخت بنا تبحر زیادی دارد که بر اثر بی توجهی اطرافیان و بیکاری به نوعی دچار افسردگی شده است. او مدتی پیش همسر و بچه هایش را از دست داده و این مساله به شدت روی روحیه او تاثیر گذاشته است. اما پس از مدتی یک دختر جوان پر شور و نشاط به خانه این استاد معمار وارد می شود و ادعا می کند که از سن 10 سالگی نزد این استاد زندگی کرده و او دست نوازش به سرش کشیده است و به او قول برافراختن پرچم بر روی برج آرزوهایش را به او داده است. استاد معمار آرام آرام با این انگیزه وادار به تحرک می شود و برای برآورده کردن آرزوی دختر فعالیت می کند.

در تئاتر تلویزیونی " استاد معمار " حضور بهنوش طباطبایی، محمد مسوولی و حسین دلخواه قطعی شده است. این اثر توسط شبکه چهار سیما تهیه و تولید می شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 16:10  توسط رضا  | 

۲۷ اردیبهشت تولد بازیگر توانای ایران بهنوش

 طباطبایی را به تمام طرفداران این هنرمند تبریک می گوییم.

گروه هواداران بهنوش طباطبایی

وبلاگ هواداران بهنوش طباطبایی

وبلاگ هله له

partypartypartypartypartypartypartypartypartypartypartypartyparty

مباركمباركمباركمباركمبارك

 

مبارک

 

مباركمباركمباركمباركمبارك

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 10:12  توسط رضا  | 

سلام

در نظرسنجیه بهترین بازیگر زن سال ۱۳۸۴ صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران شرکت کنید. و از بهنوش طباطبایی همایت کنید.

توجه هر کس فقط یک بار می تونه شرکت کنه و ۴ نفر رو می تونه انتخاب کنه!!!!!! 

انتخاب کنید

نظرسنجي
بهترين بازيگر زن سال84 تلويزيون کيست؟

فلامک جنيدي
سحر زکريا
مريم کاوياني
بهنوش طباطبايي
روشنک عجميان
مريم اميرجلالي
بهنوش بختياري
گوهر خيرانديش
زيبا بروفه
مليکا زارعي
زهرا اميرابراهيمي

 اسپانسرین:

 وبلاگ هله له

وبلاگ هواداران بهنوش طباطبایی

گروه هواداران بهنوش طباطبایی در یاهو

گروه هواداران هله له در یاهو

وبلاگ پاتریها

توهین به پیامبر مکرم اسلام (ص) در روزنامه های غربی

این وبلاگ نیز این حرکت زشت روزنامه های غربی را محکوم می کند

                        

                     

این عکس بالا پر از حرفه! ببینید کجا این دو تا خط به هم رسیدن و تیره ترند؟! بر دانمارک!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 18:56  توسط رضا  | 

اولین جشنواره ی بهترین والپرپر بهنوش طباطبایی

مهلت شرکت در مسابقه ۱بهمن لغایت۱۰ بهمن ماه

شما هم میتوانید در مسابقه شرکت کنید با ساختن بکگراندی از بهنوش طباطبایی و ارسال آن برای ما

جایزه ی بهترین عکس 5۰ ساعت اینترنت رایگان ۵۶k

جایزه ی نفر دوم ۲۰ ساعت اینترنت رایگان56k

 

شرایط شرکت:

اندازه عکسها حداقل۸۰۰×۶۰۰ باشد

عکس را خودتان ساخته باشید

عکس را به ایمیل من یا به گروه هواداران بهنوش طباطبایی ایمیل بزنید

ایمیل من:javuni_zenduni@yahoo.com

ایمیل گروه هواداران بهنوش طباطبایی:behnush-tabatabaee@yahoogroups.com

 

نظر یادتون نره!

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 22:49  توسط رضا  | 

به نام خداوند جان آفرین                        حکیم سخن بر زبان آفرین

سلام star  star

نظر يادتون نره!!!!!! daydreaming - New!

 

بهنوش طباطبایی به عنوان بهترین بازیگر نقش

اول زن شبکه ی ۳  صدا و سیمای جمهوری

اسلامی ایران در سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۴ انتخاب

شدpartypartypartyparty

مباركمباركمباركمباركمبارك

این یک افتخار بزرگ است که در برابر این همه هنرپیشه ی پیشکسوت خانم بهنوش طباطبایی به عنوان  بهتریت بازیگر برگزیده می شود.

 

لازم ذکر است که دو فیلمی که ایشون برای شبکه ی ۳ سیما کار کرده بود جوایزی گرفتند

 

نظر یادتون نره!!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 21:20  توسط رضا  | 

Happy New Year 2006 !!!!
 
سال 2005 ميلادي با همه وقايع تلخ و شيرين به پايان رسيده و سال جديد ميلادي با اميد به گسترش صلح و عدالت در جهان آغاز مي شود. آغاز سال 2006 را از طرف خودم و دیگر مدیران وبلاگ به همه و مخصوصا هموطنان مسیحی تبریک می گم
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 17:27  توسط رضا  | 

سلام

اینم بکگراندهای بهنوش طباطبایی

رو هر عکس که می خواهید کلیک کنید بزرگ میشه!!!

              

             

             

                                   

باتشکر از نظراتون

نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!       

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 17:15  توسط رضا  | 

سلام

گفتگوی بهنوش طباطبایی با مجله ی سروش بعد از بازی در مسافری از هند

گفت و گو

بازيگري ، بخشي از وجودم شده است

گفت و گو با بهنوش طباطبايي ، بازيگر سريال » مسافري از هند «

 

بهنوش طباطبايي برخلاف نقش پرشور و شري كه در تلويزيون از او ديده‌ايم، دختري است آرام و محجوب، كمي هم احساساتي. به خصوص آن جاهايي كه درباره‌ي كتي سريال "مسافري از هند" حرف مي‌زديم. از طرفي هم به همان سادگي و راحتي است كه در سريال مي‌بينيم. شايد همين سادگي و راحتي برخوردهايش است كه بازي او را اين قدر دل‌نشين كرده. او حالا 22 ساله است و با "مسافري از هند" نشان داده آينده‌ي روشني دارد و كلي نقش‌هاي خوب منتظرند تا او بازي‌شان كند. گفت‌وگويي كه مي‌خوانيد حاصل نزديك دو ساعت گپي است كه با بهنوش طباطبايي درباره‌ي خودش و كارهايش زده‌ايم.

قبل از مسافري از هند، فقط در "نوعروس" بازي كرده بوديد؟
نه، اولين كارم "كوي دامون" بود در سال 78. بعد در نوعروس بازي كردم و بعد هم مسافري از هند. البته بين كوي دامون و نوعروس، در دو كليپ ايفاي نقش كردم. خيلي اين دو كليپ را دوست دارم.
چرا؟
چون درباره‌ي حضرت فاطمه زهرا(س) بود و گروه فوق‌العاده‌اي داشت.
چطور وارد عرصه‌ي بازيگري شديد؟
از آن جايي كه به بازيگري علاقه داشتم، در كلاس‌هاي بازيگري آقاي كشن فلاح كه در دانشكده‌ي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران برگزار مي‌شد شركت كردم؛ اين طور بود كه همه چيز شروع شد.
رشته‌ي تحصيلي شما كامپيوتر است، بايد به شما خانم مهندس بگوييم يا بازيگر؟
رشته‌ي تحصيلي‌ام را دوست دارم، اما بازيگري دغدغه‌ي من شده، دغدغه‌ي زيبايي كه نيازهاي روحي‌ام را ارضا مي‌كند.
اين حرفه را تا كي مي‌خواهيد ادامه دهيد؟
تا زماني كه در دل مردم جاي داشته باشم و آن‌ها مرا پس نزنند. من به عنوان يك بازيگر سعي مي‌كنم وظيفه و كارم را به نحو درست انجام دهم؛ تا كي و نتيجه‌گيري‌اش با مخاطب است كه مرا تا چه زماني بپذيرد.
منظورم اين بود كه تا كي مي‌خواهيد بازيگري را به عنوان شغل ادامه دهيد؟
با اين كه بازيگري ديگر بخشي از وجودم شده، دوست ندارم دغدغه‌ي نان و مسائل مالي، مرا مجبور به ايفاي نقش‌هايي كند كه بعدها پشيمان شوم، هرچند هيچ چيز سينما قابل پيش‌بيني نيست. دوست دارم شغل اصلي‌ام در رابطه با رشته‌ي تحصيلي‌ام باشد و بازيگري را براي نيازهاي دروني‌ام ادامه بدهم. تمام تلاشم براي ماندگاري و موفقيت خواهد بود كه به تكرار كشيده نشوم و حرفي براي گفتن داشته باشم؛ در عين حال سعي‌ام اين است كه خودم را به اين حرفه تحميل نكنم.
اين "هيچ چيز قابل پيش‌بيني نيست" را بگذاريم به حساب نسبي‌نگري؟ يا اين كه به همه چيز همين طور نگاه مي‌كنيد؟
نگاه من به زندگي، نگاهي واقع‌گرا و به دور از مسائل حاشيه‌اي است. به پيش‌بيني، زياد اعتقاد ندارم؛ بايد حساب‌شده، با برنامه‌ريزي و محتاطانه حركت كرد.
هدف اصلي برنامه‌ريزي "به كجا رسيدن" است. براي رسيدن به اين هدف هم بايد تلاش و كوشش كرد. چقدر براي درست اجرا شدن برنامه‌هايتان تلاش مي‌كنيد؟
براي تلاش نمي‌توان حد و اندازه مشخص كرد. براي رسيدن به اهداف و ايده‌آل‌ها و برنامه‌هايم از هيچ كوششي دريغ نمي‌كنم.
در صحبت‌هايتان به اين اشاره كرديد كه نمي‌خواهيد خودتان را تحميل كنيد. اين را مي‌شود به حساب اصالت شخصي‌تان گذاشت. اين غرور تا چه حدي روي زندگي و شخصيتتان تأثير گذاشته؟
اسم اين كار را نمي‌شود غرور گذاشت. آدم اگر با عزت نفس و درايت حركت كند، مسلماً از او در كار و حرفه‌اش به نحو مطلوبي استفاده مي‌كنند. در عرصه‌ي بازيگري و سينما هم نمي‌شود كسي به زور خودش را به كاري تحميل كند، چون خيلي زود آن روي سكه براي مخاطب نمايان مي‌شود و از سوي تماشاگر طرد مي‌شود.
با حميد گودرزي كه گفت‌وگو مي‌كرديم در پايان مصاحبه پرسيديم: "در مسافري از هند از بازي چه كساني خوشت مي‌آمد؟" دو نفر را نام برد. بهنوش طباطبايي و نسرين مقانلو. حالا هرچه زمان مي‌گذرد مي‌بينيم چقدر شما دو نفر به هم شبيه هستيد و در عين حال با هم متفاوت. حرف اصلي ما با حميد، سر بازي راحت در مجموعه بود. چيزي كه در نقش كتي هم به خوبي مشاهده مي‌شود. كتي در خانواده هيچ پناهي ندارد؛ رابطه‌هايش همه سستند، به هيچ كس نزديك نيست، با كسي نمي‌تواند درددل كند و... همه‌ي اين‌ها در بازي شما به خوبي از كار درآمده؛ درباره‌ي اين‌ها برايمان صحبت كنند.
در مسافري از هند بازي‌ها خيلي خوب است، حاضرم از تك تك بازي‌ بچه‌ها دفاع كنم. تمام بازيگران به كمك راهنمايي‌هاي كارگردان، دغدغه‌شان اين بود كه طوري شخصيت‌ها را ارائه كنند كه با تماشاگر هم‌ذات‌پنداري كند و انصافاً تلاش بچه‌ها و كارگردان به ثمر نشست، اما درباره‌ي شخصيت كتايون؛ كتايون شخصيت پيچيده‌اي داشت كه براي خودم هم جذاب بود. وقتي فيلم‌نامه را خواندم، هر سه نقش به من پيش‌نهاد شده بود، اما به دليل ويژگي‌هاي خاصي كه كاراكتر كتايون داشت، ايفاي آن را پذيرفتم. كتايون مقداري پرخاشگر است، احساساتي است، مرگ ناگهاني پدر، ورشكستگي، مسئله‌ي رامين و مشكلش با شوهرش او را حساس كرده، در خانواده‌اي بزرگ شده كه او را لوس بار آورده‌اند، ولي در عين حال به دليل فضاي خانوادگي‌اش آگاه و زرنگ است.
كتايون تا كي با شما بود؟
هنوز هم هست، چون خيلي دوستش دارم. خيلي با خودم كلنجار رفتم تا بتوانم اين شخصيت را به خوبي ايفا كنم و با اين كه از شخصيت اصلي من خيلي فاصله دارد، هنوز هم با من است.
كسي مثل كتي بين آدم‌هاي اطرافتان بود يا برداشت ذهني‌تان از اين شخصيت در ايفاي آن به كمكتان آمد؟
نه، اصلاً اطراف خودم چنين كسي را سراغ ندارم، براي همين خيلي برايم دوست‌داشتني بود، اين كه دنبالش بگردم و لمسش كنم.
براي اين كه لمسش كنيد و دنبالش بگرديد چه كرديد؟
وقتي بازيگران انتخاب شدند، دورخواني متن شروع شد. هر كداممان درباره‌ي نقش‌هاي يكديگر صحبت مي‌كرديم و نظر مي‌داديم. در اين دورخواني‌ها آقاي جعفري و كاظمي‌پور همراه ما بودند. آقاي كاظمي‌پور تمام جزئيات فيلم‌نامه را شرح مي‌داد و آقاي جعفري هم راهنماي خوبي بود. كتي را خيلي دوست داشتم و همين مسئله مشتاقم مي‌كرد بيش‌تر بپرسم و به دنبال ابعاد شخصيتي‌اش باشم.
آيا شده براي بهتر فهميدن و آناليز نقش برويد با يك روان‌شناس صحبت كنيد؟
(با خنده) فقط يك بار.
يعني واقعاً رفتيد و با يك روان‌شناس صحبت كرديد؟
با روان‌شناس صحبت نكردم، اما با نقش، روان‌شناسانه برخورد كردم. يك بار نشستم و چيزهايي را كه از فيلم‌نامه درباره‌ي كتي خوانده و دريافته بودم، نوشتم تا آن ويژگي‌ها را با خودم مقايسه كنم. اين مسئله به من خيلي در پروراندن شخصيت كتايون كمك كرد.
چرا بازي‌تان در نوعروس مانند مسافري از هند ديده نشد؟
اتفاقاً در نوعروس هم خوب ديده شدم، اما نقش شيدا در نوعروس اصلاً ويژگي‌هاي شخصيت كتايون را نداشت. شيدا چيز پيچيده‌اي نداشت، ساده و روان بود؛ البته اين را هم اضافه كنم كه هر چه فيلم‌نامه در پرداخت شخصيت‌ها موفق‌تر عمل كرده باشد، بازيگر هم در نقشش راحت‌تر است و بهتر ديده مي‌شود.
درباره‌ي راحتي بازي بگوييد.
راحتي بازي بستگي به جنس بازي دارد. قراردادي نبايد بازي كرد كه مثلاً به شما بگويند از ته اتاق راه بيا و اين نقطه بايست. وقتي همه‌اش در فكر ايستادن در آن نقطه باشي، ديگر اين بازي نيست چرا كه تماشاگر مي‌فهمد داري قراردادي كاري مي‌كني. راحت بازي كردن يعني طوري جلوي دوربين باشي كه تماشاگر با تو احساس نزديكي كند و حس كند زندگي جريان دارد.
شما چطور اين اعتدال را رعايت مي‌كنيد؟ از كجا مي‌فهميد چطور بايستيد و چگونه بازي كنيد؟
اين كه خودم باشم و بازي نكنم؛ يعني جلوي دوربين زندگي كنم.
پس يك تجربه‌ي شخصي است يا يك شيوه؟
اين شيوه‌اي نبود كه به صورت تئوري آموخته باشم، خودم ياد گرفتم و جواب هم مي‌دهد و تا جايي كه جواب بدهد كار مي‌كنم، وگرنه تغييرش مي‌دهم.
راستي چرا رشته‌ي تحصيلي‌تان را با توجه به علاقه‌تان (بازيگري) انتخاب نكرديد؟
وقتي به دبيرستان رفتم فقط يك مدرسه‌ي صدا و سيما بود آن هم پسرانه. بعدها "سوره" باز شد و جاهاي ديگر. چون رشته‌هاي فني را دوست داشتم به هنرستان كامپيوتر رفتم و در كنارش به بازيگري پرداختم.
اين درس و بازيگري هيچ وقت به حيطه‌ي هم وارد نشدند؟
سر مجموعه‌ي تلويزيوني كوي دامون، دانشگاه هم مي‌رفتم. مجبور بودم چهارده واحد درس بردارم كه بتوانم به كارم هم برسم. استادها با من راه نمي‌آمدند و يك جلسه غيبت هم بايد حتماً جبران مي‌شد.
مشكلي پيش نيامد؟
فقط يك بار؛ اما همان يك دفعه هم استاد كمكم كرد و واحدهايم پاس شد.
چرا؟
چون استاد متوجه شد شب امتحان نتوانسته‌ام درس بخوانم، ولي در طول ترم شاگرد فعال و زرنگي بودم.
خانواده چقدر روي شخصيت و كار شما تأثير گذاشته، تا چه اندازه وابسته به خانواده هستيد؟
من فرزند آخرم، خدا را شكر در خانه آرامش خاصي وجود دارد. من از طريق حضور در خانواده و كنار اعضاي خانواده به عشق، آرامش و دوستي مي‌رسم. عشقي كه مابين پدر و مادرم هست، به بچه‌ها هم منتقل شده. خانواده فضا را براي كارم مهيا كرده‌اند و به من احترام خاصي مي‌گذارند. هيچ وقت مرا تنها نگذاشتند و با راهنمايي‌هاي دورانديشانه نگذاشته‌اند راه را اشتباه بروم. هميشه همراهم بوده‌اند و من عاشقانه دوستشان دارم.
اين روابط خانوادگي در مجموعه‌ي مسافري از هند چگونه است؟
در اين مجموعه، خانواده و روابط آن‌ها با جامعه را خيلي خوب، ظريف و هوشمندانه به تصوير مي‌كشد. در حال حاضر متأسفانه روابط خيلي سرد شده و اصلاً به هم فكر نمي‌كنيم، مگر زماني كه نفعي براي هم داشته باشيم. متأسفانه كم‌تر آرامش در خانواده‌ها ديده مي‌شود و هركس زندگي خودش را مي‌كند. در مسافري از هند صحنه‌اي هست كه من خيلي دوستش دارم. وقتي كتي مي‌فهمد پدرش زنده است، مي‌خواهد گريه كند، اما هيچ مأمن و پناهگاهي براي او وجود ندارد. مادرش ديگر آغوشش را باز نمي‌كند تا كتي به آرامش برسد، به همين دليل به آغوش سيمين پناه مي‌برد.
هيچ وقت خانواده مانع كارت نشده‌اند؟
نه، ولي از آن جا كه مادرم حساسيت خاصي روي من دارد، تصورش اين بود كه ممكن است ضربه بخورم و مدام مرا نصيحت مي‌كرد و من از راهنمايي‌هايش بهره‌مند مي‌شدم. مي‌گفت مواظب باش از اين حرفه ضربه نخوري.
پس خيلي در خانواده هوايت را دارند!
خيلي زياد، من آن قدر دوستشان دارم كه نمي‌توانم از آن‌ها جدا شوم.
آدمي مثل شما كه روحيه‌اي حساس دارد وقتي وارد جامعه مي‌شود از خيلي چيزها ممكن است ناراحت شود، برخورد راننده تاكسي، فروشنده و... با اين چيزها چگونه كنار مي‌آييد؟
سعي‌ام اين است كه از بدي‌ها خيلي ناراحت نشوم و هركسي را در حد و اندازه‌هاي خودش ببينم.
در مجموعه‌ي مسافري از هند چگونه حس مي‌گرفتيد و اشك مي‌ريختيد؟
صحنه‌ها خيلي واضح بود. خبر مرگ پدر دنيايي از حس است؛ مثلاً همان صحنه‌ي مرگ پدر. آن موقع من كتايون بودم و مجيد مشيري پدرم. آن قدر صداي گريه‌ام بلند بود كه صداي كات دادن آقاي جعفري را نشنيدم، فقط بلند بلند گريه مي‌كردم. آخر مجيد مشيري با كفن بلند شد و گفت: بابا كات ديگه! و من وحشت‌زده نگاهش مي‌كردم كه اين چرا از جايش بلند شده!؟
چرا كتي در اكثر صحنه‌ها مشغول ميوه خوردن است؟
اين توصيه‌ي آقاي جعفري بود، قبل از اين كه صحنه ضبط شود مي‌گفت در حال ميوه خوردن باش. خود من زياد ميوه دوست ندارم، ولي كتي عاشق ميوه است.
با شرايط چگونه كنار مي‌آييد؟
همه‌ي تلاشم اين است كه نگذارم شرايط بر من حكم كند، بلكه شرايط را براي خودم بسازم.
معمولاً از چه چيزي عصباني مي‌شويد؟
از نداشتن صداقت و قضاوت ناعادلانه.
آرماني‌ترين آرزويتان چيست؟
اين كه هر بار كه به پشت سر نگاه مي‌كنم، شرمنده نباشم و تأثيرات مثبتي از خودم به جا بگذارم.

نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!! 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 18:33  توسط رضا  | 

                     به نام خداوند جان آفرین                        حکیم سخن بر زبان آفرین

با نام و یاد خدا و صلوات بر محمد و آل محمد فعالیت این وبلاگ را آغاز می کنیم.

انشاالله که با کمک پروردگار وبلاگی خوب و پر بار بتوانیم برای شما آماده کنیم.

                   

حامیان وبلاگ:

وبلاگ هله له

گروه هواداران بهنوش طباطبایی

وبلاگ محمد و حبیب

گروه هله له

بلاگفا

با تشکر بسیار فراوان از وبلاگ هله لهblushing

با تشکر از پیامهاتونblushing

نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!! 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 21:24  توسط رضا  |